گنجور

شمارهٔ ۱۷۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

عارف که سخن به راه گوید

الله ولا سواه گوید

اثبات وجود خلق با حق

در طور یقین گناه گوید

هرکس که شود مرید عشقت

اول کم مال و جاه گوید

با خرقه و طیلسان بسازد

ترک کمر و کلاه گوید

بر یاد تو زار زار گرید

وز شوق تو آه آه گوید

کاری که نه غایتش تو باشی

آن را عمل تباه گوید

خواهد خط تو چو شب نویسد

بیند رخ تو چو ماه گوید

چون ماه رخ تو دید جامی

کی وصف شب سیاه گوید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور