گنجور

شمارهٔ ۱۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

مجلس پیر مغان است و پر از باده سبوها

طیب الله بها وقت کرام شربوها

هر طرف باده به کف درد کشانند نشسته

احسن الناس نفوسا و قلوبا و وجوها

عشق بحریست عجب ژرف که از موج پیاپی

کرده جوهای شگرف است روان از همه سوها

بجه از جوی و درین بحر فکن کشتی خود را

که درین بحر شود متحد آخر همه جوها

ما عجب تشنه جگر رطل گران باده فراوان

زان به تنگیم که تنگ است دهانها و گلوها

عاشقان روی کی آرند به خوبان نکو رو

گر نبینند عیان روی تو را در همه روها

ما گدایان در میکده هاییم چو جامی

بارها کرده به دریوزه پر از باده کدوها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور