گنجور

شمارهٔ ۱۱۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

وقت گل شد بزم عشرت بر لب جو خوشتر است

جام عیش از دست گلرویان گلبو خوشتر است

خوش بود ساقی چو نیکوروی و نیکو خو بود

وربود با این همه خوشخوان وخوشگو خوشتر است

پا به صحرا نه که بی خواری ننگ باغبان

سبزه خودرسته و گلهای خودرو خوشتر است

حیف باشد سبزه زیر پا سپردن در سماع

بر سر سبزه ز مستان رقص پهلو خوشتر است

گو مزن از دور زانو خوبرو چون می دهد

کز بتان ساقیگری زانو به زانو خوشتر است

خوش بود طوق زر اما گردن عشاق را

طوق سیم از ساعد جانان و بازو خوشتر است

روی در میخانه نه جامی به می کن خرقه رنگ

مرد در هر شیوه ای یکرنگ و یکرو خوشتر است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر