سقاک الله یا خیر المغانی
ولا اخلاک عن وصل الغوانی
تویی آن آسمان بیت معمور
که در روی زمینت نیست ثانی
ز خورشید جهانسوز حوادث
کند سقف رفیعت سایه بانی
به زیر پا فکنده فرش صحنت
حریفان را بساط کامرانی
در و دیوار تو باشد منقش
به نقش جمله آمال و امانی
فروغ شمسه ات چون روز روشن
نموده در شب اسرار نهانی
بود حوضت به سان چشمه خضر
لبالب از زلال زندگانی
ز فواره چو ریزی آب صافی
به فصادی غریب اندیشه مانی
که بر جای عقیق تر ز نشستر
سوی بالا بلور حل فشانی
ز لحن صوت ابوابت رسیده
به هرگوشی نوای شادمانی
وز اینها جمله بهتر آنکه گه گاه
مکانت خسرو عالی مکانی
به نور روی و ظلمت سوزی رای
چراغ دوده تیمور خانی
شه صاحبقران سلطان حسین آن
که بر وی ختم شد صاحبقرانی
به یک لحظه ستاند کشوری را
همین باشد حد کشورستانی
به هر کشور که راند رخش دولت
کند با او سعادت همعنانی
کند جودش ز خوان نعمت خویش
به هر دم عالمی را میهمانی
چو در قانون دانش نعمت خویش
به هر دم عالمی را میهمانی
چو در قانون دانش نکته راند
خرد عاجز شود از نکته دانی
چو بر تخت جهانداری نهد پای
سرافرازد بدو تاج کیانی
ز یمن تیغ او روشن شد آفاق
چنان کز لمعه برق یمانی
به ستر غیب هر سری که مخفیست
کند آن را زبانش ترجمانی
زآهن تیغ او بسته ست سدی
به پیش فتنه آخر زمانی
نیارد شادی انفاس حسودش
نخندد غنچه از باد خزانی
پی پابوس او هست آسمان را
به درگاهش هوای آستانی
زبان کوتاه کن جامی ز گفتار
مشو غره بدین شیرین زبانی
درآن حضرت که پر گویی ادب نیست
دعا گویی به است از مدح خوانی
الا تا باشد احکام زمینی
به وفق وضعهای آسمانی
همیشه آسمان را باد وضعی
که باشد دولت شه را نشانی
قضا دوزد به قددولت او
قبایی از بقای جاودانی
رود زانگونه ملک این جهانش
که گردد اصل ملک آن جهانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش یک مکان مقدس و سرزمینی پرسعادت میپردازد که ویژگیهای خاص و زیباییهایی دارد. او این مکان را به آسمانی تشبیه میکند که سایهبان حوادث و سرنوشتهای نیک است. در توصیف او از آن مکان، به نعمتها، رفاه و خوشبختی حاکم بر آن اشاره میکند، همچنین بر سلطنت و تواناییهای سلطان حسین تأکید دارد. شاعر با بیانی زیبا و شعرآمیز، از ارتباط میان زمین و آسمان و تأثیر آن در سرنوشت انسانها میگوید و در نهایت به دعا و آرزو برای بخشایش و بهروزی میپردازد.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، به من آب حیات ببخش، ای بهترین مکانها! و مرا از پیوند با دختران زیبا دور مکن.
هوش مصنوعی: تو همان آسمان پر از زندگی هستی که در زمین هیچ چیز مشابهی برایت نیست.
هوش مصنوعی: از خورشید سرنوشت، که سوزانندهٔ حوادث است، بر روی سقف بلندت سایهای ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: فرش زیبای حریفان در زیر پا نهاده شده و این نشانهای از موفقیت و کامیابی است.
هوش مصنوعی: تمام دیوار و فضای تو پر است از نقوشی که نشان دهندهی آرزوها و رویاهای من هستند.
هوش مصنوعی: نور تو مانند روز روشنی بخش شبهای تاریک و پراز رمز و راز است.
هوش مصنوعی: حوض تو مانند چشمهای زلال و سرشار از زندگی است.
هوش مصنوعی: زمانی که آب زلالی از فوارهای میریزد، به یاد تو میافتم که در دنیای خاص و متفاوتی به سر میبری.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در این بیت، شاعر به زیبایی و درخشندگی چیزی اشاره میکند که از لحاظ ظاهری، حتی از عقیق نیز زیباتر و جذابتر است. این چیز، با استفاده از بلور و نوعی فشردگی یا انباشتنی به سمت بالا، جلوهای خاص و خیرهکننده دارد. به طور کلی، شاعر به وصف زیباییهای طبیعی و اصیل پرداخته و حس تحسینبرانگیزی را القا میکند.
هوش مصنوعی: صدای خوش و شاداب ابوابی به گوش همه رسیده و شادی را در دلها منتشر کرده است.
هوش مصنوعی: از این همه چیز بهتر این است که گهگاهی در مکان عالی و باشکوه خسرو قرار بگیری.
هوش مصنوعی: با روشنی چهرهات و برطرف کردن تاریکیها، به مانند چراغی میباشی که حتی در دوده و سیاهیهای تیمور، میتابد و روشنی میبخشید.
هوش مصنوعی: سلطان حسین، شاهی بزرگ و معتبر است که دوران حکمرانی او به اوج خود رسید و او آخرین پادشاهی است که به عنوان نماد سلطنت شناخته میشود.
هوش مصنوعی: در یک لحظه ممکن است کشوری از بین برود، و این خود مرز تعریف شده یک سرزمین را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: به هر سرزمینی که یک دولت قدرتش را نشان دهد، خوشبختی نیز با آن همراه خواهد بود.
هوش مصنوعی: خداوند در هر لحظه از رحمت و نعمت خود به بندگانش میدهد و همه را دعوت به مهمانی خود میکند.
هوش مصنوعی: هر زمان که در علم و دانش خود به نعمتهای الهی پی میبری، میتوانی مانند یک مهمان خوب برای دیگران باشی و آنها را به علم و معرفت دعوت کنی.
هوش مصنوعی: وقتی که دانش در دستور و قواعد خود نکتهای را مطرح میکند، عقل انسان از درک آن نکته ناتوان میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که شاهی با وقار بر تخت سلطنت مینشیند، بر سر او تاجی از جنس افتخار و عظمت قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: به خاطر تأثیر تیغ او، زمین و آسمان روشن و درخشان شدند، همانطور که نور یک شمشیر یمانی درخشش خاصی دارد.
هوش مصنوعی: هر پنهانی که در دل کسی وجود دارد، زبان او میتواند آن را آشکار کند و به نوعی بیانش کند.
هوش مصنوعی: تیغ او مثل آهن، سدی را در برابر آشوبهای آخرالزمان ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: شادی نفس حسود را به همراه ندارد و غنچه از ناملایمات هوا نمیخندد.
هوش مصنوعی: آسمان برای احترام و خدمت به او بینهایت حاضر و آماده است، گویی که در آستانش ایستاده است.
هوش مصنوعی: زبان خود را کوتاه کن و در گفت و گو مغرور مشو، چرا که به این شیرینی سخن گفتن فریفته نشوی.
هوش مصنوعی: در آن مکان که سخن گفتن بیادبی محسوب میشود، بهتر است به جای مدح و تمجید، دعا و درخواست کنیم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که قوانین و مقررات دنیوی با شرایط و وضع آسمانی هماهنگ نباشند، انتظار بهبود و اصلاح امور وجود ندارد.
هوش مصنوعی: همیشه آسمان با هر شرایطی، نشانهای از دولت و سرنوشت پادشاهی را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: سرنوشت، با ترفندی خاص، بُعدی از قدرت او را به شکل جامهای از جاودانگی میدوزد.
هوش مصنوعی: اگر چنین باشد که این جهان مانند یک رود است، پس چطور میتواند ملک و سرزمین آن جهان دیگر باشد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
ولیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
به جام اندر تو پنداری روان است
و لیکن گر روان دانی روانی
به ماهی ماند ، آبستن به مریخ
بزاید ، چون فراز لب رسانی
شکفته شد گل از باد خزانی
تو در باد خزانی بی زیانی
همه شمشاد و نرگس گشتی ای دل
چه چیزی مردمی یا بوستانی
ز بوی موی پیچان سنبلی تو
[...]
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
و لیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
مرا تا باشد این درد نهانی
تو را جویم که درمانم تو دانی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.