گنجور

شمارهٔ ۱۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات
 

شنیده ای که معزی چه گفت با سنجر

چو ذکر جودت اشعار و منت صله رفت

مدیح من پی نشر فضایلی که تو راست

به شرق و غرب رفیق هزار قافله رفت

عطیه تو که وافی به جوع و آز نبود

ز حبس معده چو آزاد شد به مزبله رفت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور