گنجور

شمارهٔ ۹۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

رقیب کیست که بوسه به خاک پات دهد

درین معامله یارب خدا جزات دهد

ز کامبخشی لطفت امید می دارم

که کام جان من از لعل جانفزات دهد

گهی که جلوه کنی ترسد از خراش مژه

وگرنه عاشق بیدل به دیده جات دهد

ز خط لب چه نویسی برات بر جانها

که دید روی تو را کو نه جان برات دهد

چو دروفات کنم گریه هر گلی که دمد

ز آب دیده من نکهت وفات دهد

به ترهات کشد راه سالک آخر کار

اگرنه دست ارادت به طره هات دهد

بیفت کشته او جامیا بود که لبش

به جرعه ای چو شوی خاک خونبهات دهد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی