گنجور

شمارهٔ ۷۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

ساقیا دور فلک منشور عید آورده است

ماه نو میخانه را زرین کلید آورده است

ساغر عشرت که شد در سلخ شعبان ناپدید

غره شوال باز آن را پدید آورده است

عید داده عاشقان را مژده یوم جدید

وز شراب لعل سان رزق جدید آورده است

بهر عیدی از لب جانان و چشم و غمزه اش

وعده ای آمیخته با صد وعید آورده است

سایه افکنده مرا بر فرق پیر میکده

شیخ کامل پی به سروقت مرید آورده است

خواسته ست افشای سر عشق معشوق ازل

بلبل و گل را که در گفت و شنید آورده است

جامی از خوبان چه بندی دیده چون نقاش صنع

این همه نقش از برای اهل دید آورده است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.