گنجور

شمارهٔ ۵۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

از دو چشم تو مست بسیار است

وز لبت می پرست بسیار است

همچو از عشق توبه ما را

طره ات را شکست بسیار است

کم بود چون دو ساعدت هرچند

دست بالای دست بسیار است

غمزه ات را به قتل خسته دلان

تیر رفته ز شست بسیار است

باغ لطفی و از سنان ستم

گرد تو خاربست بسیار است

به هوای تو از سحرخیزی

ذوق اهل نشست بسیار است

رد مکن نقد هستی از جامی

کز گدا هرچه هست بسیار است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام