گنجور

 
جامی

نگارا بر گرفتاران ببخشای

خدا را بر گرفتاران ببخشای

که را یارا که گوید با تو یارا

که یارا بر گرفتاران ببخشای

به راهت پی سپر گشته چو مورم

سوارا بر گرفتاران ببخشای

رخ خود را به خط و خال ازین بیش

میارا بر گرفتاران ببخشای

پی آغوش یاران چون گشایی

قبا را بر گرفتاران ببخشای

چو گردد بر حریفان جام وصلت

گوارا بر گرفتاران ببخشای

گرفتار خزان شد بی تو جامی

بهارا بر گرفتاران ببخشای