گنجور

شمارهٔ ۲۶۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

عجب در عربده ست امروز با من ترک مست من

گریبانم به دست او و دامانش به دست من

منم پر سرو و گل باغی ز فکر قد رخسارش

که باشد تیر طعن عیبجویان خاربست من

به دارم سر بلندی داد آن نخل جهان آرا

چه عالی شد ببین ز اقبال عشقش قدر پست من

مرا شد عمر شست و ماهی آن ساعد سیمین

نیفتاد اندرین گرداب غم هرگز به شست من

بت من خودپرست از آینه من بت پرست از وی

ندارد فکر حال بت پرستان بت پرست من

فکند آن سرو سایه بر سر من چشم آن دارم

که فردا سایه طوبی بود جای نشست من

فکند آن سرو سایه بر سر من چشم آن دارم

که فردا سایه طوبی بود جای نشست من

نیم من جامی آسوده خاطر آن تنک جامم

که از سنگ جفا آن تندخو خواهد شکست من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن