گنجور

شمارهٔ ۲۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

ای سیه تر دل سنگین تو از روی رقیب

در کجی راست به هم خوی تو و خوی رقیب

گردن اندر خم بازوی رقیب است تو را

چند بر خسته دلان زور به بازوی رقیب

هرچه او راست پسندیده پسندیده توست

چند سنجیدن یاران به ترازوی رقیب

بس که آزار به رویم ز رقیب آمده است

هیچ گه روی نخواهم که کنم سوی رقیب

عمرها رفت به هر سوی و به جایی نرسید

بعد ازین سوی عدم باد تک و پوی رقیب

صد گره بر رگ جان می کشم از موی تو لیک

طاقت یک گرهم نیست ز ابروی رقیب

از خدا مرگ رقیبان به دعا می خواهند

کس چو جامی به جهان نیست دعاگوی رقیب



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify