گنجور

شمارهٔ ۲۲۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

من آن نیم که ز تو دست دارم و بروم

تو را به دست رقیبان گذارم و بروم

به قصد دیدنت آیم چو روی ننمایی

نفیر شوق تو از دل برآرم و بروم

شکاف تیغ تو خواهم به فرق سرمپسند

که ناامید پس سربخارم و بروم

چه جای همچو منی آستان تو آن به

که جای خود به سگانت سپارم و بروم

اجل رسید به یک سجده قبله من شو

که این وظیفه طاعت گزارم و بروم

چو گشت بی تو کنم گر نبینمت در باغ

چو ابر بر گل و سرو اشک بارم و بروم

مگو که جامی ازین در برو امانم ده

که بر تو درد دل خود شمارم و بروم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن