گنجور

شمارهٔ ۱۶۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

خشتی که روز مرگ مرا زیر سر نهند

دارم همین مراد کزان خاک در نهند

پیکان تو چو سرخ شود ز آتشین دلم

خوش آنکه بهر داغ مرا بر جگر نهند

صد عقدگوهر از مژه ریزم چو آن دولب

قفل عقیق بر در درج گهر نهند

ناید یکی چو دور خطت گر مهندسان

بر گل هزار دایره از مشک تر نهند

دل شد خراب عشق همان به که عقل و دین

زین پس متاع خویش به جای دگر نهند

بگشا کمر در انجمن سیم ساعدان

تا دستها به خدمت تو بر کمر نهند

شیرین لبت مدزد ز جامی که نیست عیب

گر پیش طوطیان سخنگو شکر نهند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام