گنجور

شمارهٔ ۱۱۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

ز بس آه غمت زین جان آتشناک خواهم زد

ز دود آه شبگون خیمه بر افلاک خواهم زد

چو آیی از سفر تا گیرمت بی پیرهن در بر

ز شوق تو گریبان تا به دامان چاک خواهم زد

به سر خواهم ز جورت خاک کردن چون کنی جلوه

بدین حیله به چشم اهل غرض را خاک خواهم زد

چو تو زهرم دهی جانا طبیبم گو میا بر سر

که سنگش بی لبت بر حقه تریاک خواهم زد

ز خاشاک است گلبن خرمنی گر با رخت لافد

به جای گل ز آهش شعله در خاشاک خواهم زد

پس از کشتن به خاکم گر سواره بگذری روزی

ز زیر خاک دستت در خم فتراک خواهم زد

چو جامی دفتر نام بتان خواهد ز من نامت

رقم در وی بت خوانخواره بی باک خواهم زد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام