گنجور

شمارهٔ ۱۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قطعات
 

جامی به روی خاک چو یک زنده یافت نیست

خوشوقت مردگان که ته خاک خفته اند

گردی ز رهروان ره صدق مانده بود

آن هم کنون ز ساحت ایام رفته اند

قومی رسیده اند که در کارگاه فضل

هرگز دری به مثقب فکرت نسفته اند

خاری به جان اهل دلی گر خلیده است

چون سبزه گشته خرم و چون گل شکفته اند

خاطر مدار رنجه اگر عیب ها ز تو

هر جا نموده باز و هنرها نهفته اند

از کج چه اعتبار اگر کج نموده اند

بر راست چیست طعنه اگر راست گفته اند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور