گنجور

شمارهٔ ۹۹۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

خیل بتان برون ز شمار است و شه یکی

آری بود ستاره هزاران و مه یکی

کردند عرض حسن سپاه بتان ولی

چون شهسوار من نبود زان سپه یکی

از ما چه اعتبار که صد تاج خسروی

باشد بر آستان تو با خاک ره یکی

خوش خواب مستی تو که من با فراغ دل

بوسم گه آن دو لعل می آلود و گه یکی

عشقت گرفت کشور دل عقل گو برو

کان ملک را بسنده بود پادشه یکی

خوی تو گر چه نیست به جز بی گنه کشی

از عاشقان که دیده چو من بی گنه یکی

جامی مرو ز میکده با خانقه که هست

در کوی عشق میکده و خانقه یکی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی