گنجور

شمارهٔ ۹۸۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

از سبزه بر گل خط می فزایی

دل می فریبی جان می ربایی

هر دم چه آیی از دیده در دل

خود را به مردم تا کی نمایی

شد عمرم آخر در جست و جویت

ای عمر رفته آخر کجایی

دور از تو جانم از تن جدا شد

افغان ز دوری آه از جدایی

صد شعله از دل بر زد زبانه

تا با غم تو کرد آشنایی

شد بر من آن سر روشن که باشد

در آشنایی صد روشنایی

جامی مکن بس که از مهر خوبان

چون با دل خود بس می نیایی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط