گنجور

شمارهٔ ۹۵۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

به هر زمین که نشانی ز خیمه لیلی

نماید، از مژه مجنون روان کند سیلی

سکون و صبر چه امکان چو بست قاید عشق

زمام خاطر مجنون به محمل لیلی

پی دعای فراغت ز عشق مجنون را

به کعبه برد پدر با صد آه و واویلی

گرفت حلقه که یارب به حق این خانه

که هر دمم سوی لیلی زیاده ده میلی

به آب زمزم اگر شست خرقه زاهد شهر

چه سود ازان چو ندارد طهارت ذیلی

گهی که بار دل خویش بر تو پیمایم

به عرض ارض و سماوات بایدم کیلی

عنان دل به کف توست بنده جامی را

اگر چه صف زده خوبان ز هر طرف خیلی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن