گنجور

شمارهٔ ۹۲۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

دل ز مهر دیگران برداشتی

در دل ما مهر دیگر کاشتی

در چه افکندی دلم را زان ذقن

از جفا مویی فرو نگذاشتی

شمع رخ کردی نهان از آه من

آه من باد هوا انگاشتی

طعن خودرایی زدی بر عاشقان

عاشقان را همچو خود پنداشتی

خوش شد از جنگ تو وقت من مگر

گیرمت در بر به وقت آشتی

نوبت شاهی زدی در ملک حسن

ز آتش دلها علم افراشتی

جامی آخر کشته تیغش شدی

سر در آن کردی که در سر داشتی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور