گنجور

شمارهٔ ۸۸۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

بر برگ گل رقم ز خط عنبرین منه

بر گرد ماه دایره از مشک چین منه

چون می کنی خرام مکش زلف زیر پای

دام فریب در ره مردان دین منه

حیف است بر زمین کف پایت خدای را

چشم مرا گذاشته پا بر زمین منه

گفتی به جان کس ننهم داغ بعد ازین

بر عاشقان سوخته داغی چنین منه

بر من به یک دو زخم جفا مرحمت مکن

من زنده ام هنوز ز کف تیغ کین منه

ارباب عشق را چو ستایی مرا لقب

جز بنده کمین و سگ کمترین منه

جامی گه سجود رهش بی ادب مباش

هر جا نشان پای وی آنجا جبین منه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر