گنجور

شمارهٔ ۸۷۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای سر زلف تو گره بر گره

در دل ما صد گره از هر گره

کار فرو بسته ما را بود

با سر زلف تو برابر گره

قد من و رشته جان از غمت

هست یکی حلقه و دیگر گره

می نهد از عارض و زلفت صبا

بر سمن از غالیه تر گره

طره شمشاد بود کالت

بسته به بالای صنوبر گره

آن نه حباب است که بی لعل تو

باده شود در دل ساغر گره

گفته جامی ز سر زلف تو

رشته سحر است سراسر گره



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن