گنجور

شمارهٔ ۸۵۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

میفکن به روز دگر قتل بنده

که روز دگر را که مرده که زنده

بود حق بنده ز تیغ تو زخمی

خدا را مکن ظلم در حق بنده

نبودم پسندیده صحبت تو

به دیداری از دور کردم بسنده

ز چاک گریبان تن نازک تو

مرا چاک در دامن جان فکنده

دل سخت چون سنگ شیرین چه آگه

ز جانی که فرهاد در کوه کنده

من ابر بهارم تو گلبرگ خندان

مرا کار گریه تو را خوی خنده

چه دوزی به هم دلق صد پاره جامی

نیابی دل زنده از دلق ژنده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام