گنجور

شمارهٔ ۸۴۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

منع سماع نغمه نی می کند فقیه

بیچاره پی نبرد به سر نفخت فیه

می ده به بانگ نی که ندارم به فر عشق

پروای ریش محتسب و سبلت فقیه

واعظ به طعن باده پرستان زبان گشاد

یارب تویی پناه من از شر آن سفیه

ماییم و تیه هجر تو ای چشمه حیات

یادی بکن ز حال جگرتشنگان تیه

تشبیه می کنند رخت را به مه ولی

با او به هیچ وجه نمی بینمت شبیه

گفتی تو را به رشته جان آتش افکنم

چون شمع می کند دل من زین نشاط پیه

جامی حریم کوی مغان کعبه صفاست

طوبی لساکنیه و بشری لزایریه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور