گنجور

شمارهٔ ۸۲۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای ز ابروانت متصل عشاق را محراب دو

با غمزه و چشم تو دل قربان یکی قصاب دو

مقصود ما زان ابروان باشد سجود روی تو

قبله نباشد جز یکی گرچه بود محراب دو

بگشای برقع زان دو رخ تا چشم انجم بر زمین

بیند به عکس آسمان خورشید عالمتاب دو

تنها یکی تن چون کشم از تو عنان دل چنین

کز زلف مشکین سوی او افکنده ای قلاب دو

در گلستان حسن ازان بالا و رخسار و جبین

یک شاخ نازک بین کزو رسته گل سیراب دو

جانم فدای ساقیی کان دم که نوشم جام می

نقل از دهان و لب دهد پسته یکی عناب دو

شد هوش جامی زان دو لب مستی بلی زود آورد

بزمی که شد گردان در او جام شراب ناب دو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور