گنجور

شمارهٔ ۷۹۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

چو نای بر دل من تنگ شد فضای جهان

رسد به عرش نفیرم ز تنگنای جهان

نه این کبودی چرخ است بلکه شد نیلی

ز زخم سیلی صاحبدلان قفای جهان

مجو دوام طرب زانکه چار حد دارد

به شاهراه حوادث طرب سرای جهان

فتاد رخنه به دیوار دین و پنداری

که هست کنگره کاخ دلگشای جهان

تفاوت خوشی و ناخوشی که در گذر است

بود خشونت سوهان عمرسای جهان

طلسم گنج حقیقت گشای و دم درکش

که ناگهان کشدت در دم اژدهای جهان

وفا مجو ز جهان هر که بود ز اهل وفا

به زیر خاک شد ای خاک بر وفای جهان

قرارگاه تو ملک بقا بود تا چند

شوی فریفته ملک بی بقای جهان

بتاب رخ ز جهان و جهانیان جامی

که قبله گاه امید تو بس خدای جهان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور