گنجور

شمارهٔ ۷۸۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

یافتن پیش تو راهی نتوان

سویت از دور نگاهی نتوان

آه کز آتش تو سوخت دلم

وز دل سوخته آهی نتوان

غم دل را مکن از چهره قیاس

کوه را وزن به کاهی نتوان

با تو از سرو چمن چون گویم

نسبت گل به گیاهی نتوان

دیدن روی تو گه گه چه خوش است

ناخوش آن ست که گاهی نتوان

ناله ام جز به سر کوی تو نیست

داد جز بر در شاهی نتوان

دوش جامی به خیال رخ تو

گفت شعری که به ماهی نتوان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify