ای غمت شادکامی دل من
وز غمت پر تمامی دل من
شد به عشق تو در جهان بدنام
این بود نیکنامی دل من
صرف سودای زلف و خال تو شد
نقد عمر گرامی دل من
گرد رخ دور خط مشکینت
هست طوق غلامی دل من
زود بگذشت در رهت ز دو کون
بنگر تیزگامی دل من
می برد مهر خامی از میوه
برد مهر تو خامی دل من
از هجوم سموم گردش دهر
شعر جامی ست حامی دل من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و عشق خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که شادی و غم در دلش در هم آمیخته است و عشق به معشوق باعث شده که نامش در جهان بدنام شود، اما این بدنامی را نیکنامی میداند. زندگیاش صرف عشق و زیبایی معشوق شده و به خاطر او، خود را همچون غلامی در مقابلش میبیند. شاعر به سرعت گذر عمر اشاره میکند و عشق را به عنوان پناهی در برابر سختیهای زندگی معرفی میکند. در نهایت، شعرش را نشانهای از حمایت دلش میداند.
هوش مصنوعی: غم تو، شادی دل من است و درد و غم تو به اندازهای در دل من جا دارد که تمام آن را پر کرده است.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو در دنیا شهرتی بد پیدا کردم، اما این همان نیکنامی دل من است.
هوش مصنوعی: تمام عمر با ارزش من صرف آرزوی داشتن زلف و رخسار تو شده است.
هوش مصنوعی: دور گردن تو که با خطی مشکی زینت یافته، نشانه و علامت خدمتگزاری دل من است.
هوش مصنوعی: بشتاب و در راهت به جلو برو، که در بین دو دنیا، دل من به تندروی تو نگاه میکند.
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو همچون میوهای نارس، بیتجربگی و سادگی دل مرا میگیرد و میبرد. من به خاطر محبت تو، خام و ناپخته هستم.
هوش مصنوعی: شعر جامی برای دل من مانند یک پناهگاه است که در برابر آسیبهای زمان، از من محافظت میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.