کس وصالت چنین نخواست که من
وز فراقت چنین نکاست که من
گفته ای بر رخم که عاشق تر
چهره زرد من گواست که من
همه کس مبتلای توست ولی
نه بدین گونه مبتلاست که من
دل که درمانده جدایی توست
نه چنان از درت جداست که من
کیست گفتم به راستی چو قدت
سرو بالا کشید راست که من
گفت جامی که می برد سوی دوست
باد صبح از میانه برخاست که من
بی تو هستم میان آتش و آب
کز دل و دیده عمرهاست که من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به حال و هوای عاشقانه و درد جدایی میپردازد. شاعر بیان میکند که هیچ کس مانند او در عشق مبتلا و دلبسته نیست و احساس تنهایی و رنج او ناشی از دوری معشوقش است. او با اشاره به چهره زرد و دلتنگیاش، تأکید میکند که عشقش به حدی عمیق و دردناک است که هیچ کس نمیتواند عمق احساس او را درک کند. همچنین شاعر حس میکند که بیمعشوقش در میان آتش و آب است و زندگیاش به شدت تحت تأثیر جدایی قرار دارد.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من خواستار وصالت نبوده و هیچکس مانند من از جداییات چنین رنج نکشیده است.
هوش مصنوعی: تو گفتهای که چهره زرد من نشاندهنده عشق من است.
هوش مصنوعی: همه افراد به تو علاقهمندند و تحت تاثیر تو هستند، اما نه به طریقی که من تحت تاثیر تو هستم.
هوش مصنوعی: دل من که در جدایی تو در عذاب است، نه به آن اندازه از درگاه تو دور است که من دورم.
هوش مصنوعی: گفتم که کیست آن کسی که همچون سرو قد بلند و افراشته است، راستش این است که من خودم همینام.
هوش مصنوعی: گفتنی است که جامی که باعث میشود انسان به یاد دوستش بیفتد، شبیه به بادی است که در صبح از میانه شب برخیزد. این به معنای این است که این احساس و یادآوری، ناگهانی و خوشایند است، مانند شروع یک روز تازه با وزش نسیم.
هوش مصنوعی: بدون تو در موقعیتی سخت و دشوار قرار دارم، مثل این که بین آتش و آب گیر کرده باشم. از دل و چشمانم مدت زیادی است که برای تو عشق ورزیدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.