گنجور

شمارهٔ ۷۳۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

زهی ابرویت قبله پاک دینان

به ناز تو خوش خاطر نازنینان

چه پنهان فتاده ست راز میانت

که گم شد در او فکر باریک بینان

فسونهای آن چشم جادو چه گویم

کزو بسته شد نطق سحرآفرینان

تو را دل خوش از حشمت خوبرویی

چه دانی غم و درد اندوهگینان

چو نعل سمندت به ره گاه سجده

نشان مانده از ابروی مه جبینان

تویی خرمن حسن و هستند بر تو

نظر دوخته هر طرف خوشه چینان

شد از عشق رسوای هر کوی جامی

ازان رفت در سلک عزلت نشینان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر