گنجور

شمارهٔ ۷۱۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

تو در پرده نهان ای کعبه جان

ز شوقت عالمی رو در بیابان

تو گنجی و درین معموره هر دم

به جست و جوی تو صد خانه ویران

نه غنچه ست این که از شرم جمالت

کشیده روی خود گل در گریبان

رسیدی بر سرم در پاکشان زلف

به راهت عمر من آمد به پایان

ز گلزار مرادم بشکفد گل

چو گردد غنچه تنگ تو خندان

شوی درمان هر دردی که گویند

چو من گفتن نمی یارم چه درمان

کشیدی دست باز از قتل جامی

ازین نیکی چرا گشتی پشیمان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify