گنجور

شمارهٔ ۷۱۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

آن کان حسن بود و نبود از جهان نشان

و الآن ان عرفت علی ما علیه کان

اعداد کون و کثرت صورت نمایشی ست

فالکل واحد یتجلی بکل شان

نوری ست محض کرده به اوصاف خود ظهور

نام تنوعات ظهورش بود جهان

هر چند در نهان و عیان نیست غیر او

فی حد ذاته نه نهان است و نی عیان

فایض بود به جود بر اعیان انس و جن

ساری بود ز لطف در اطوار جسم و جان

دانا به هر بصیرت و بینا به هر بصر

گویا به هر زبان و توانا به هر توان

جامی کشیده دار زبان را که سر عشق

رمزی ست کس مگوی و حدیثی ست کس مدان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن