روی تو غایب از نظر گل را تماشا چون کنم
چون لاله داغم بر جگر گلگشت صحرا چون کنم
مثل تو جویم هر زمان تا باشدم آرام جان
بی مثل بودی در جهان مثل تو پیدا چون کنم
گیرم به لب مهری نهم کز ناله و افغان رهم
دل را صبوری چون دهم جان را شکیبا چون کنم
نی بی تو برگ زیستن نی مرگ من در دست من
اکنون به کار خویشتن حیرانم آیا چون کنم
حاشا که من غیر تو را سازم درون سینه جا
خود گو به جای آشنا بیگانه را جا چون کنم
تن را دوا کردم طلب آسوده شد از تاب تب
دارم به دل داغی عجب آن را مداوا چون کنم
گویند جامی دمبدم بیرون مده از دیده نم
زین گونه کز طوفان غم شد دیده دریا چون کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساس عمیق فقدان و دلتنگی خود سخن میگوید. وی به غیبت معشوق اشاره میکند و میخواهد بداند چگونه میتواند زیباییها را در نبود او مشاهده کند. او از داغی که در دل دارد شاکی است و از این مینالد که بی حضور معشوق، زندگی ارزشمند نیست. شاعر به جستجوی او میپردازد و میگوید که هر چه در این دنیا باشد، نمیتواند جایگزین او شود. او از درد و رنجی که در دلش است صحبت میکند و به ناامیدی و سردرگمی خود اشاره دارد در اینکه چگونه میتواند با این احساسات کنار بیاید. در نهایت، شاعر با تلخی میگوید که در دلش داغی وجود دارد که هیچ درمانی برای آن نمییابد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم زیبایی تو را در غیبت تو تماشا کنم، در حالی که دل من همچون لالهای پر از درد است و دشت را زشت و خالی میبینم؟
هوش مصنوعی: هر زمان در جستجوی تو هستم تا آرامش جانم را بیابم. در جهان، تو بیهمتا و منحصر به فرد هستی؛ پس چگونه میتوانم مانند تو را پیدا کنم؟
هوش مصنوعی: فرض کنیم که لبخندی از عشق بر چهرهام بگذارم، اما از درد و ناکامیهای درونم نخواهم رهایی یافت. چگونه میتوانم دل را صبور کنم و جان را آرام برسانم؟
هوش مصنوعی: بدون تو زندگی برایم بیمعناست و مرگ هم در دست من نیست. اکنون در کار خودم حیران و سردرگم هستم و نمیدانم چه کنم.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم کسی جز تو را در قلبم راه بدهم؛ پس بگو چگونه میتوانم به جای دوستی آشنا، غریبهای را در جانم جا دهم؟
هوش مصنوعی: به فکر یافتن درمانی برای بدنم هستم، چرا که از درد و تب رنج میبرم. اما در دل، آتشی سوزان دارم که نمیدانم چگونه آن را درمان کنم.
هوش مصنوعی: میگویند که همیشه نباید اشکها را از چشم بیرون بریزیم، زیرا از این شدت غم، چشمانم به دریا تبدیل شده است. چطور میتوانم با این وضعیت کنار بیایم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.