گنجور

شمارهٔ ۶۷۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

در دور لبت بی می و پیمانه نباشم

وز شوق تو بی نعره مستانه نباشم

در خیل بتان چون تو پریچهره نگاری

خود گوی که چون عاشق و دیوانه نباشم

هر جا چو تو شمعی شود افروخته حاشا

کانجا من دلسوخته پروانه نباشم

گر دامنم امید قدوم تو نگیرد

یک لحظه درین گوشه کاشانه نباشم

تشریف نیاری سوی من جز پس عمری

وان هم بود آن روز که در خانه نباشم

گنجی تو و عالم همه ویرانه این گنج

جز در طلب گنج به ویرانه نباشم

جامی اگر آن دانه خالم نزند راه

دست تهی از سبحه صد دانه نباشم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify