در دور لبت بی می و پیمانه نباشم
وز شوق تو بی نعره مستانه نباشم
در خیل بتان چون تو پریچهره نگاری
خود گوی که چون عاشق و دیوانه نباشم
هر جا چو تو شمعی شود افروخته حاشا
کانجا من دلسوخته پروانه نباشم
گر دامنم امید قدوم تو نگیرد
یک لحظه درین گوشه کاشانه نباشم
تشریف نیاری سوی من جز پس عمری
وان هم بود آن روز که در خانه نباشم
گنجی تو و عالم همه ویرانه این گنج
جز در طلب گنج به ویرانه نباشم
جامی اگر آن دانه خالم نزند راه
دست تهی از سبحه صد دانه نباشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس عمیق عشق و وابستگی خود میگوید. او بیان میکند که اگر در دور لبت و در جستجوی تو نباشم، از شادی و شوق بینوا و سرزنده نخواهم بود. همچنین اشاره میکند که اگر دیگر کسی مانند تو در این دنیای زیبا نباشد، او هم نمیتواند به عنوان عاشق و دیوانه وجود داشته باشد. شاعر آرزو میکند که محفلها و مکانها پر از نور تو باشد و بدون تو بیقرار و دلتنگ است. او همچنین تأکید دارد که اگر امید به آمدن تو را نداشته باشد، به هیچوجه نمیتواند در این خانه خوشحال باشد. در نهایت، شاعر به ارزش و زیبایی عشق اشاره کرده و میگوید که زندگی بدون عشق تو هیچ معنا و ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: من بدون شراب و پیمانه در کنار لبهای تو نمیتوانم زندگی کنم و بدون عشق تو و هیجانهای عاشقانهام نمیتوانم به سر ببرم.
هوش مصنوعی: در میان زیباییهای فراوان، تویی که چهرهات مانند پری است. بگو که آیا ممکن است عاشق و دیوانه تو نباشم؟
هوش مصنوعی: هر جا که تو مانند شمعی روشن بشوی، حتماً من هم به عنوان پروانهای دلسوخته در آنجا حضور خواهم داشت.
هوش مصنوعی: اگر دامنم با آمدن تو پیوند نخورد، کاش هرگز در این گوشه خانه نباشم.
هوش مصنوعی: تنها زمانی به سراغ من بیا که سالها گذشته باشد و آن هم در روزی که در خانه نباشم.
هوش مصنوعی: تو خود گنجی هستی و دنیا را باید ویران دانست، این گنج تنها زمانی ارزش پیدا میکند که در جستوجوی آن در این ویرانه باشی.
هوش مصنوعی: اگر آن دانه که من در دل دارم به من آسیب نرساند، پس حتی اگر دستم از ذکر بینصیب باشد، از نظر روحی و معنوی به اندازه صد دانه ارزش نخواهم داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از بهر چه در مجلس جانانه نباشم
گرد سر آن شمع چو پروانه نباشم
بیموجب از او رنجم و بیوجه کنم صلح
اینها نکنم عاشق دیوانه نباشم
سد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام
[...]
در هر دو جهان عاقل و فرزانه نباشم
گر آنکه گرفتار تو جانانه نباشم
دل را ز فغان میکنم از درد تو خالی
فریاد از آن روز که دیوانه نباشم
بر گرد سرت گردم و جانباز بسوزم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.