دهی شراب که بر نغمه رباب خورم
چو من خراب ربابم چرا شراب خورم
دهم به تشنه لبان کاسه شراب و دهان
کنم ز گوش و می از کاسه رباب خورم
سفال دردی مستان عشق ازان می به
که از خم فلک و جام آفتاب خورم
مرا چه حاجت بزم کسان چنین که مدام
ز خون دیده شراب و ز دل کباب خورم
ز وعده تو چه حاصل که تشنگی نبرد
به جای آب فریبی که از سراب خورم
مگو که می برهاند تو را ز تلخی هجر
که بی لب تو نه می بلکه زهر ناب خورم
ز بس که تشنه لبم بی لب تو چون جامی
شراب را چو به دستم فتد چو آب خورم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس عمیق تلخی و تنهایی خود اشاره میکند. او در حالی که در جمع مینوشد و از نغمه رباب لذت میبرد، به این واقعیت پی میبرد که بیلب معشوقش هیچ شرابی نمیتواند او را تسکین دهد. او از عشق و درد ناشی از دوری معشوق میگوید و به تشنگی عمیق خود اشاره میکند، به گونهای که حتی اگر شراب بنوشد، هنوز هم حس خالی بودن و درد در دلش باقی است. او از وعدههای توخالی عذاب میکشد و نتیجه میگیرد که زندگی بدون حضور معشوق، چیزی جز تلخی و زهر نیست.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر در حال نوشیدن شراب هستم و لذت میبرم، به خاطر اصالت و زیبایی نغمه رباب است. با این حال، او خود را خراب و بیحال میداند و از خود میپرسد چرا باید شراب بنوشم، حال آنکه در این حال و روز قرار دارم. به عبارت دیگر، نغمه دلانگیز رباب او را به عالم خوشی میبرد، اما در عین حال، وضعیت خراب و ناگوار او را یادآوری میکند.
هوش مصنوعی: به تشنههایی که لب ندارند، شیشهای از شراب میدهم و مینوشم، بهگونهای که صدای ساز را هم در گوشم دارم.
هوش مصنوعی: مستی و عشق برای من از خاک و سفال بهتر است، چرا که من از کاخی که آسمان برایم فراهم کرده و جامی که نور خورشید به من میدهد، مینوشم.
هوش مصنوعی: من چه نیازی به مهمانی افرادی دارم که همیشه از درد و رنج من بهرهبرداری میکنند و من همواره از اشکهایم شراب و از اندوهم سوخت میخورم؟
هوش مصنوعی: از وعدههای تو چه فایدهای دارد، وقتی که من به جای آب، فریب یک سراب را میخورم و تشنهام باقی میماند؟
هوش مصنوعی: نگو که عاشقیت تو مرا از تلخی جدایی نجات میدهد، چون بدون لبهای تو، من نه خوشی میچشم و نه تلخی، بلکه فقط زهر خالص را مینوشم.
هوش مصنوعی: به خاطر عطش شدیدم، وقتی تو کنارم نیستی، هرگاه جام شرابی به دستم برسد، مانند آب آن را مینوشم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا که دل نگذارد که بیتو آب خورم
مراد چیست که در وقت گل شراب خورم
بطالعی گه ندارم چه آرزوست مرا
که روز وصل می از جام آفتاب خورم
باین هوس که تو داری هوای صحبت من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.