ای با تو ز گل فراغ ما را
گل بی تو به سینه داغ ما را
در باغ گل از تو می برد بوی
بوی تو برد به باغ ما را
دارد شب هجر شعله آه
در عشق تو بر چراغ ما را
گنجی و ز مفلسی خیالت
جا ساخته در دماغ ما را
دل رفت و نشان ز هر که پرسم
سوی تو دهد سراغ ما را
ماییم و صفیر عندلیبان
خوش نیست نفیر زاغ ما را
مشغولی عشق داد جامی
از شغل جهان فراغ ما را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و دوری محبوب سخن میگوید. وی با یادآوری عطر گل محبوب، احساس دلتنگی و درد دل خود را بیان میکند. شبهای تنهایی و سوز عشق او بر زندگیاش اثر گذاشته و به نوعی ناکامی و فقر روحی او اشاره دارد. همچنین، او به جستجوی نشانی از محبوبش پرداخته و در کنار زیباییهای طبیعت، فقدان او را احساس میکند. شاعر به عشق میپردازد و به نوعی از مشغلههای دنیا دوری میجوید.
هوش مصنوعی: ای نگار من، دوری تو باعث شده است که خاطرههای شیرین عاشقانهام خنک شود و قلبم در آتش غم بیتو بسوزد.
هوش مصنوعی: در باغ گل، عطر تو همچون نسیمی خوش به بهار ما میرسد و زیباییاش آرامش و محبت را برای ما به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: در شب جدایی، درد و آه عشق تو مانند شعلهای در دل ما روشن است.
هوش مصنوعی: خود را به عنوان یک گنج و دارایی ارزشمند در خیال ما جای دادهای، حتی در زمان سختی و فقر.
هوش مصنوعی: دل من رفته و اگر از هر کسی بپرسم، او فقط به تو اشاره میکند و خبری از ما نمیدهد.
هوش مصنوعی: ما هستیم و صدای خوش پرندگان خوشصدا، در حالی که صدای زاغ سیاه ما خوشایند نیست.
هوش مصنوعی: عشق ما را به قدری مشغول کرده که از کار و دنیای اینجا فاصله گرفتهایم و در آرامش و بیخیالی به سر میبریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.