گنجور

شمارهٔ ۵۸۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

گر دهد بوی صحبت تو نسیم

نکنم یاد خلد و ذکر نعیم

چون منجم خط تو دید سترد

رقم مه ز صفحه تقویم

چند پرسیم نرخ گوهر وصل

کرده از اشک آستین پرسیم

گر گشایی به حرف میم دهان

جوشد آب بقا ز چشمه میم

همچو آب حیات اگر گذری

بر سر خاک کشتگان قدیم

منکر حشر را شود روشن

سر «یحیی العظام و هی رمیم »

جامی از خانقه به میکده رفت

این بود مقتضای طبع سلیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور