گنجور

شمارهٔ ۵۷۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

چه گویم کز غمت چون می طپد دل

چو صید غرقه در خون می طپد دل

ز روی لطف دستی بر دلم نه

ببین کز دست تو چون می طپد دل

ز مرغی کافتد اندر دام صیاد

مرا در زلفت افزون می طپد دل

چو آن ماهی که بیرون افتد از آب

ز بزم وصل بیرون می طپد دل

گر از یک جانب آمد عشق چون است

که لیلی را چو مجنون می طپد دل

نخستین جنبش آمد جنبش عشق

حریفان را نه اکنون می طپد دل

پی تسکین جامی بوسه ای بخش

که امروزش دگرگون می طپد دل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط