آن ماهرو که چشم من است و چراغ دل
دردا که سوختم ز فراقش به داغ دل
خاطر به فکر غیر مجو لذت غمش
عشرت کجا توان چو نباشد فراغ دل
گم گشت با نشانی داغش دل از برم
آورده ام به زلف وی اکنون سراغ دل
تا بسته ام خیال خط و عارضش مرا
ریحان و لاله می دمد از باغ و راغ دل
هر غنچه کان به سینه ز پیکان او دمید
ما را شکفت صد گل راحت ز باغ دل
عمری ست بر گذار نسیم عنایتیم
باشد که بوی وصل وزد بر دماغ دل
جامی بدان امید که آید خیال دوست
هر شب به کنج سینه فروزد چراغ دل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و فراق محبوبش سخن میگوید و درد دل خود را بیان میکند. او میگوید که چشم محبوبش روشنیبخش دل اوست و فراقش باعث سوختن او شده است. شاعر به این نکته اشاره دارد که هیچ لذتی بدون حضور محبوبش وجود ندارد و او به شدت دلش برای محبوبش تنگ شده است. دل او به شوق و یاد آن معشوق میتپد و به دنبال نشانههایی از اوست. در نهایت، او امیدوار است که روزی بوی وصال و دیدار محبوبش به سراغش بیاید و دلش دوباره روشن شود.
هوش مصنوعی: آن معشوق زیبایی که چشمانم به اوست و روشنی قلبم، افسوس که از دوریاش سوختم و قلبم پر از غم و درد است.
هوش مصنوعی: به خودت اجازه نده که به فکر چیزهای دیگر باشی و از غم عشق لذت ببری؛ زیرا وقتی دل آرام نباشد، نمیتوانی از شادیها بهرهمند شوی.
هوش مصنوعی: دل من برای او که نشانی از او را گم کردهام، به زلفش سر میزند و به دنبال دل خود میگردم.
هوش مصنوعی: وقتی به چهره و زیبارویی او فکر میکنم، بویی دلنواز مثل عطر ریحان و لاله از باغ و دشت دل، به مشامم میرسد.
هوش مصنوعی: هر گلبرگ که در دل ما به عشق او باز شد، باعث شد تا ما از باغ دلمان صد گل خوشحالی بشکفیم.
هوش مصنوعی: سالهاست که نسیم مرحمت و لطف بر ما میگذرد، امید داریم که بوی وصل و نزدیکی به معشوق بر روح و دل ما بوزد.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به امید اینکه در هر شب، یاد و تصویر دوستش به ذهنش بیاید، چراغ دلش را روشن میکند. این نشاندهندهی اشتیاق و عشق عمیق او به معشوق است که حتی در تاریکیها، نور امید و یاد دوستش را در دل نگه میدارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای صدر شرق و غرب خداوند شمس دین
خصم ترا مباد ز انده فراغ دل
آثار شکر تو فضلا را غذای روح
انوار مهر تو عقلا را چراغ دل
در مجلس تو هست مرا رحمت روان
[...]
عاشق که برفروخت چراغت ز داغ دل
کی بی فروغ روی تو بیند فراغ دل
شمع رخت ز آتش موسی خبر دهد
زین است آتشی که فروزد چراغ دل
چون گل اگرچه سوخت بصد داغ غم دلم
[...]
تا پر نشد ز بوی محبت دماغ دل
چون لاله پرده برنگرفتم ز داغ دل
جان میدهم به مژده گر آرد نسیم صبح
بوئی ز چین زلف توام در دماغ دل
ساقی چراغ جام برافروز تا کنم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.