گنجور

شمارهٔ ۴۵۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

رخ زرد دارم ز دوری آن در

زده باغ و دردم درون دل آذر

چو من کاست گویی شب فرقت تو

مه نو که باشد بدین گونه لاغر

خطت خضر جعد کجت مشک تبت

تنت سیم لعل لبت تنگ شکر

به جنب نعیم شهید محبت

بهشت مخلد نصیب محقر

به لبها ملیحی به گفتن فصیحی

به طلعت صبیحی به گیسو معنبر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد رضا حیدرزاده نائینی نوشته:

صنعتی که در این شعر به کار رفته این است که در بیت اول کلیه حروف جداهستند، در بیت دوم دو تا دوتا به هم چسبیده و همینطور تا آخر.
بهتر بود این طور شعر را درج کنید تا این صعنت زنده نگه داشته شود.
رخ زرد دارم ز دوری آن در زده داغ و دردم درون دل آذر
چو من کاست گویی شب فرقت تو مه نو که باشد بدینگونه لاغر
خطت خضر,جعد کجت مشک تبت تنت سیم , لعل لبت تنگ شکر
بجنت نعیم مقیم محبت بهشت مخلد نصیب محقر
بلبها ملیحی بگفتن فصیحی بطلعت صبیحی بگیسو معنبر

👆☹

کتابخانهٔ گنجور