گنجور

شمارهٔ ۴۲۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ماه نو بر شکل جام آمد نماز شام عید

یعنی از جام طرب خالی مباش ایام عید

کرد یک بار دگر عید از مه نو جام دور

می پرستان سرخوشند امشب ز دور جام عید

خوان کم خواران ماه روزه را برداشتند

باد باقی مجلس رندان دردآشام عید

عید بر هر کس گشاد از خمکده ابواب فیض

زاهد مغرور و محرومی ز فیض عام عید

می رساند نی که ماه روزه صامت گشته بود

از لب مطرب به گوش عاشقان پیغام عید

گشته بودم خشک همچون زاهد از امساک صوم

ساخت ساقی تازه ام از رشحه انعام عید

وام کن جامی به بزم عید وجه می که هست

طوق حشمت گردن اهل کرم را وام عید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.