به وقت گل چو بی تو آرزوی گلشنم گیرد
نرفته یک قدم خاری ز هر سو دامنم گیرد
چنان پرشعله گردد ز آتش دل خانه ام شبها
که همسایه اگر خواهد چراغ از روزنم گیرد
به دل تیرم مزن من ناشده در اشک خود غرقه
ز چاک دل مبادا شعله در پیراهنم گیرد
به سوی من ره آمد شد یاران شود بسته
ز بس کز گریه هر شب آب گرد مسکنم گیرد
ز آب چشم و دود دل ز دیدار تو محرومم
که گاه این گاه آن پیش دو چشم روشنم گیرد
عنانم بستد از کف عشق توسن زورمندی کو
که بیند ضعف و عجز من عنان توسنم گیرد
نپنداری ز بیدردی ست کم نالیدنم جامی
که اشک اندر گلو راه فغان و شیونم گیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از درد و اندوه شاعر است که به خاطر دوری از محبوبش، احساس تنهایی و ناامیدی میکند. او به زیباییهای گل و باغ اشاره میکند و حسرت آن را به دل میگذارد. همچنان که شبها آتش دل او شعلهور میشود، او از همسایگانش نیز خجالت میکشد و نمیخواهد که دیگران از رنجهای او باخبر شوند. اشکهای جاری و دلتنگیهایش به قدری شدید است که زندگیاش را تحت تاثیر قرار داده و به او توانایی حرکت و آرامش نمیدهد. در نهایت، او از بیپناهی و نیاز به عشق میگوید و ابراز میکند که اگرچه ظاهرش آرام است، اما درونش ناله و فریاد است.
هوش مصنوعی: وقتی که در کنار تو نیستم و به یاد گلزار هستم، هر لحظه فکر کنم که نتوانم از درد و مشکلات رهایی یابم، چون در این حال خاری از هر طرف دامنم را میزند.
هوش مصنوعی: دل من آنقدر در آتش عشق میسوزد که در شبها، شعلههای آن به قدری زیاد است که همسایه میتواند با دیدن نورش، چراغی از پنجره من بردارد.
هوش مصنوعی: به دل من تیر نزن، من هنوز در اشکهایم غرق هستم. از شکاف دل من، مبادا شعلهای به پیراهنم بزند.
هوش مصنوعی: دوستان به سمت من میآیند و به خاطر اشکی که هر شب میریزم، منزلت را درگیر کردهاند.
هوش مصنوعی: چشمهایم از همدلی و شوق تو پر از اشک است و دلام در غم دوریات میسوزد. گاهی اوقات، گاه درنگی میکنم و این مشکلات و غصهها، پیش چشمانم به وضوح نمایان میشوند.
هوش مصنوعی: عشق تو کنترل زندگیام را به دست گرفته و مثل اسبی نیرومند است که نمیتواند ضعف و ناتوانی من را ببیند، در حالی که من خودم نمیتوانم بر آن تسلط داشته باشم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نباید تصور کنی که من از درد و رنج بیخبرم و به همین دلیل کم شکایت میکنم. در حقیقت، گلویم آنقدر پر از اشک است که مانع فریاد زدنم میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز راه آن حرم گردی چو در پیراهنم گیرد
روان هر ذره از بهر زیارت دامنم گیرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.