گنجور

شمارهٔ ۳۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

بخرام و باز جلوه ده آن سرو ناز را

پامال خویش کن سر اهل نیاز را

بگذار یک نظاره در آن رو که اهل دل

گیرند کیمیا نظر پاکباز را

خوش آنکه تو نشینی و من پیش روی تو

سازم بهانه بهر سجودی نماز را

حسن تو را ز عشق من آوازه شد بلند

محمود ساخت شهره عالم ایاز را

از شرح سوز درد من ای جان گداختی

پیش که گویم این الم جانگداز را

جولان مده سمند و مبر عقل و دین ز ما

بگذار شهسوار من این ترکتاز را

جامی گرفت خاطر آن مه ز شرح هجر

کوته کن این فسانه دور و دراز را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور