گنجور

شمارهٔ ۲۹۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

شبی به سوی تو از دیده پای خواهم کرد

بر آستان تو دزدیده جای خواهم کرد

به رسم سجده جبین را به خاک مقدم تو

برای دیده خود سرمه سای خواهم کرد

درین سرا به غمت خو گرفته ام بفرست

غمی که زاد ره آن سرای خواهم کرد

به هر طرف که روی در قفای محمل تو

به ناله هم نفسی با درای خواهم کرد

فزود محنتم از دل به داغ فرقت تو

سزای این دل محنت فزای خواهم کرد

به بنده بوسی ازان لب حواله کن ور نی

حواله لب تو با خدای خواهم کرد

درآ به میکده جامی که حل مشکل عشق

به جام باده مشکل گشای خواهم کرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور