گنجور

شمارهٔ ۲۸۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

مطرب آهنگ ترنم های شوق انگیز کرد

وز دم نی آتش صاحبدلان را تیز کرد

در حریم بزم رندان پای نتواند نهاد

جز حریفی کز سبوی باده دستاویز کرد

کوهکن گو تیشه بی حاصل مزن چون دور چرخ

لعل جان افزای شیرین روزی پرویز کرد

سبزه نو خاست گرد گل تو را از مشک ناب

با اسیران هر چه کرد این سبزه نوخیز کرد

زلف مشکین تو را در باغ بر هم زد صبا

جعد سنبل را عبیر افشان و عنبیربیز کرد

داشت ارزانی خیالت دوش تشریف قدوم

مردم چشم منش از گریه گوهرریز کرد

دعوی پرهیزگاری نیست جز آلودگی

وقت جامی خوش کزین آلودگی پرهیز کرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.