گنجور

شمارهٔ ۲۸۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

تیر تو افتاد دور جان من افگار کرد

بر هدف آمد ولی بر دل من کار کرد

پیش رخت وقت گل لاله شکفتن نخواست

سینه زد از شوق چاک داغ خود اظهار کرد

ابر چمن را ز گل روی تو آمد به یاد

نعره بسیار زد گریه بسیار کرد

مهر که دیوار و در پرتو رویش گرفت

روی تو را دید جا در پس دیوار کرد

لعل تو آمد مسیح کز دم جانبخش خویش

داد شفا هر که را چشم تو بیمار کرد

طعنه به خواری مزن زانکه عزیز جهان

بودم ازین پیشتر عشق توام خوار کرد

جامی از آغاز نظم وصف جمال تو گفت

مطلع دیوان خویش مشرق انوار کرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان