شب یاد رخت در دل ویران شده ره داشت
ویرانه ما روشنی از پرتو مه داشت
دل داشت در آن زلف سیه خانه ازین پیش
آن بخت کجا شد که دل خانه سیه داشت
سیل مژه بربود مرا همچو خس از جای
خود را نتوانم دگر از گریه نگه داشت
دی جلوه کنان می شدی اندر صف خوبان
با حشمت و جاهی که نه سلطان نه سپه داشت
طرفه کله از ناز شکستی و جهانی
از هر طرفی چشم بر آن طرف کله داشت
افتاد مرا با تو همان قصه که مردم
گویند فلان گلخنی اندیشه شه داشت
جامی که به شمشیر ستم ریختیش خون
جز دعوی عشق تو ندانم چه گنه داشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاد معشوقش به دل ویران خود اشاره میکند. او از تلخی و درد separations میگوید و به خاطرات گذشته و زیباییهای معشوقش فکر میکند. شاعر احساس میکند که دلش زیر فشار غم و اندوه است و نمیتواند از گریه خودداری کند. در پایان، به بحث عشق و ظلمی که بر او رفته است، اشاره میکند و بیان میدارد که تنها چیزی که در این شرایط میداند، عشق معشوقش است.
هوش مصنوعی: شب، در دل ویرانهام یاد چهرهات را به یاد داشتم و این ویرانه به خاطر نور ماه روشنی داشت.
هوش مصنوعی: دل در آن زلف سیاه مسکنی داشت؛ از کجا بود آن بخت که دل در خانه سیاه قرار گرفته بود.
هوش مصنوعی: اشکهای بیپایان مرا مانند علفی از زمین خود برکند و دیگر نتوانم از گریه چشمهایم را نگه دارم.
هوش مصنوعی: تو با جلال و شکوهی که نه پادشاهی و نه ارتشی در دست داشت، در صف زیبایانی میدرخشیدی و جلوهگری مینمودی.
هوش مصنوعی: سر زیبا و دلربا، به قدری جذاب و دلنشین است که همه دنیا از هر سو به آن خیره شدهاند و تحت تأثیر ناز و زینت آن قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: من نیز داستانی مشابه داستانهایی که مردم دربارهاش میگویند، با تو دارم.
هوش مصنوعی: جامی که به وسیله شمشیر ظلم و ستم پر از خون شده، جز این که عشق تو را در دل دارم، نمیدانم چه گناهی داشته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.