گنجور

شمارهٔ ۲۳۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

چه گویم کز فراقت چونم ای دوست

جگر پر درد و دل پر خونم ای دوست

به زیر پای خود کردی سرم پست

رساندی پایه بر گردونم ای دوست

میان رهروان بودم فسانه

ز ره بردی به یک افسونم ای دوست

چنان از لعل میگون تو مستم

که فارغ از می گلگونم ای دوست

ز نقد عشق اگر خالی بود جیب

چه سود از گنج افریدونم ای دوست

کمم در حشمت و جاه از سگانت

ولیکن در وفا افزونم ای دوست

مگو جامی سگ این آستان نیست

مکن زین دایره بیرونم ای دوست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

میثم ططری در ‫۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۴ نوشته:

مرا گویی که چونی؟ چونم؟ ای دوست
جگر پر درد و دل پر خونم، ای دوست
حدیث عاشقی بر من رها کن
تو لیلی شو، که من مجنونم، ای دوست
بفریادم ز تو، هر روز، فریاد!
ازین فریاد روز افزونم، ای دوست!
شنیدم عاشقان را می‌نوازی
مگر من زان میان بیرونم، ای دوست؟
تو گفتی: گر بیفتی گیرمت دست؟
ازین افتاده تر کاکنونم، ای دوست؟
غزل های نظامی بر تو خواندم
نگیرد در تو هیچ افسونم، ای دوست

دیوان غزلیات نظامی گنجوی، برگ 271، به کوشش شادروان استاد سعید نفیسی، انتشارات فروغی، تهران: 1362

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.