من پس زانوی غم تا یار هم زانوی کیست
خاطر من سوی او تا خاطر او سوی کیست
من نشسته روی بر آیینه زانوی خویش
تاکنون آن ماه چون آیینه رو در روی کیست
می رسد هر لحظه مشک آمیز باد صبح خیز
گر نه بر مشکین غزال من گذشت این بوی کیست
سوی محرابم مخوان ای شیخ بنگر کین زمان
نقش بسته در دلم شکل خم ابروی کیست
گر نه شب در خواب آن سرو روان را دیده ام
مانده در چشمم خیال قامت دلجوی کیست
ای که فارغ گوییم زان سنگدل باری ببین
کامشبم با خویشتن تا روز گفت و گوی کیست
شد سگ کوی تو جامی چون سگانش داغ کن
تا بداند هر که بیند کز سگان کوی کیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به بیان احساسات عمیق خود درباره معشوق و دلتنگیاش پرداخته است. او از درد جدایی و غم ناشی از فاصلهی خود با معشوق میگوید و سؤالاتی مطرح میکند که نشاندهندهی ناپایداری و بیثباتی در عشق است. شاعر به تأمل در تصویر خود و یاد معشوق میپردازد و از عطر و بوی خاصی که او را به یاد معشوق میاندازد صحبت میکند. در نهایت، او به رقابت و عشق اشاره میکند و نگاهی به دلتنگی و آرزوهایش دارد که به روشنی احساس درونی او را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: من در دلتنگی و اندوه خودم سرافکنده و غمگین هستم و نگرانم که عشق من، یارم، چه احساسی نسبت به من دارد. در حقیقت، در این حال و روز، به فکر او هستم، اما نمیدانم او چه احساسی نسبت به من دارد.
هوش مصنوعی: من در مقابل آینه نشستهام و به زانوی خود نگاه میکنم، تا حالا نمیدانم آن ماه روشن در روبرویم، کیست.
هوش مصنوعی: هر لحظه بوی خوشی مانند بوی مشک از باد صبحگاهی به مشام میرسد. اگر این عطر بر غزالی که نشانهای از زیبایی و دلربایی است، بگذرد، باید بدانم که این بوی خوش از کجاست.
هوش مصنوعی: ای شیخ، مرا به نمازخانهات نخوان، زیرا در دلم تصویری حک شده که نشان از خم ابروی کسی دارد.
هوش مصنوعی: اگر در خواب شب، آن درخت باریک و زیبا را نمیدیدم، اکنون در ذهنم تصویری از قامت دلپذیری مانده است که نمیدانم کیست.
هوش مصنوعی: ای کسی که ما از دشواریهای دل سنگین او آزاد هستیم، امشب و تنها با خود مشغول هستم تا روزی را ببینم که گفتگو کنیم که چه کسی هست.
هوش مصنوعی: هر کسی که به کوی تو وارد میشود، باید ببیند که من به خاطر عشق تو مانند سگی به دور تو میگردم. بگذار تا روشن شود که من از جمله سگان این کوی هستم و به عشق تو سوزانم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زلف شب عنبر فشان از نکهت گیسوی کیست؟
چهره روز آفتابی از فروغ روی کیست؟
آن که از رخسار آتشناک و خال عنبرین
داغ دارد عالمی را لاله خودروی کیست؟
در خم ابروی پر کار که دارد ماه نو؟
[...]
میکنم طوفی نمیدانم که طوف کوی کیست
هست محرابی نمیدانم خم ابروی کیست
شهسواری گردنم را در کمند آورده است
میکشد هرسو نمیدانم سر گیسوی کیست
شعلهای در جان نهان دارم ز حسن سرکشی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.