هر نشان کز خون دل بر دامن چاک من است
پیش اهل دل دلیل دامن پاک من است
دمبدم ای غنچه رعنا مخند از گریه ام
کین چمن را آب و رنگ از چشم نمناک من است
عشق تو نگرفت بالا تا دل و جانم نسوخت
آری این آتش بلند از خار و خاشاک من است
چاشنی شربت مرگم رهاند از داغ هجر
آنچه در کام کسان زهر است تریاک من است
شد تنم فرسوده زیر سنگ بیداد بتان
کشته عشقم من و این سنگها خاک من است
ترک مرهم گو طبیبا کین جراحت بر دلم
یادگار از ناوک بدخوی بی باک من است
گفتمش بردی ز جامی دل به زلف خویش بند
گفت هر صیدی کجا لایق به فتراک من است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از درد و رنج عشق سخن میگوید. هر نشانهای که بر دامن اوست، نشانهای از عمق عواطف و احساسات اوست و برای اهل دل، این نشانهها بیانگر پاکی او هستند. شاعر به غنچهای که از او لبخند میزند، میگوید که او به خاطر غم و اندوهش نمیتواند بخندد و چمن زندگیاش تحت تأثیر اشکهای او رنگ و آب میگیرد. او اشاره میکند که عشقش به او درد و آتش میبخشد و این آتش ناشی از چیزهای بیارزش است. شاعر به مرگ و جدایی اشاره میکند و میگوید که درد او با مرگ قابل مقایسه نیست. او از تن فرسودهاش زیر سنگ بیداد و بیرحمیِ معشوق سخن میگوید و جراحت قلبش را نتیجه عشق میداند. در پایان، شاعر با کسی گفتگو میکند که دلش را به زلف معشوق پیوند زده و او از این عشق به خوشی یاد میکند.
هوش مصنوعی: هر نشانی که از درد و رنج در دامن چاکدار من باقی مانده، برای اهل دل نشانهای است از پاکی دامن من.
هوش مصنوعی: این غنچه زیبا، هر لحظه که لبخند میزنی، بگذار گریان من را نبیند. چرا که اشکهای من به این باغ زندگی و زیبایی رنگ و آب میدهد.
هوش مصنوعی: عشق تو نتوانست مرا به اوج برساند، تا جایی که دل و روحم بسوزد. آری، این آتش شعلهور که بر افروخته شده، از چیزهای ناچیز وجود من نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نوشیدنی و شیرینیای که برای من مرگآوری است، میتواند مرا از درد جدایی نجات دهد. چیزهایی که برای دیگران زهر و خطرناک به حساب میآید، برای من دردی آرامشبخش و تسکیندهنده هستند.
هوش مصنوعی: بدن من زیر بار سنگینی ناملایمات فرسوده شده است. معشوقههای خوار و بیرحم عشق مرا کشتهاند و حالا این سنگها گواهی بر خاک وجود من هستند.
هوش مصنوعی: ای پزشک، نیازی به دارو نیست، زیرا این زخم بر دل من نشانهای است از تیر بلا و بیرحمی کسی که بیپروا به من آسیب رسانده است.
هوش مصنوعی: گفتم که از معشوق خود دل را به زلفش در بند کردهای، او پاسخ داد که هر شکارچیای نمیتواند متناسب با ترفند من صید کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آبروی حسن از مژگان نمناک من است
صیقل آیینه رویان دیده پاک من است
از نگاه آشنایی می توان کشتن مرا
حلقه های چشم خونریز تو فتراک من است
داغ دارد پیچ و تاب جوهر من خصم را
[...]
جور خوبان غمزدای جان غمناک من است
در محبت آنچه زهر غیر تریاک من است
از غمش شادم و زین غمگین که قدر افزون برش
جیب چاک غیر را از سینه چاک من است
از هوایش آتشم افروخت وقت آمد تمام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.